پانته آپانته آ، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 2 روز سن داره

هدیه خدای مهربون به زندگی ما

هفته 29

1391/6/21 20:23
نویسنده : مامان افسانه
173 بازدید
اشتراک گذاری

سلام خانمی خوبی گلم؟؟؟

این روزا حسابی داری بزرگ میشی و دلواپسی مامانی برات بیشتر میشه نیشخند

شنبه با بابایی رفتیم سونو ، یه سونوی خاص بود اولش خیلی ترسیدم ولی بعدش آقای دکتر سونوگرافی بهم اطمینان داد که همه چی خوبه لبخند

 

می دونی تو اون روزی که رفتیم سونو شما 40 سانتی متر قدت بود و 1/183 کیلو هم وزنتزبانقلب

قربونش بشم ، داره تند تند بزرگ میشه دلم واسه دیدنت داره پر می زنه باید حداقل 2/5 کیلو دیگه بزرگ بشه دخملم

 

دارم فکر می کنم وقتی خودت این نوشته ها رو می خونی چه حسی داری که یه روزی فقط 40 سانتی متر بودی وزنت فقط حدود 1 کیلو بوده

خانم دکترم از وضعیتت راضی بود و قرار شد مامانی همچنان بخوابه تا یه وقت خدایی نکرده اتفاقی نیوفته که شما زود به دنیا بیای

هر چند که دوست دارم زودتر بغلت کنم ولی اینو می دونم که هر چی بیشتر تو دل مامانی باشی به نفعته و من می خوام از خدای مهربون که بزاره تا وقتی که باید ،شما تو دل مامانی باشی

 

راستی یه اتفاق شگفت انگیزه دیگه پانته آ خانمم

امروز یه کوچولو از غذایی که خدای مهربون برات در نظر گرفته رو دیدم نمی دونی چه ذوقی کردم زودی زنگ زدم به بابایی گفتم نیشخندهورا هوووووووووووووووورااااااااااااااااااااااا

اونم خیلی خوشحال شد و کلی خندید

بابایی چند روزی پیش ما بود ولی دیروز رفت شما هم که از رفتنش دلت گرفته بود یه جورایی باهاش قهر کرده بودی هر چی بوست کرد صدات کرد اصلا تکون نخوردی که نخوردی

بابایی امروز می گفت چه دخملی دارم من مدام می خواد قهر کنه

آره گلم؟؟؟؟

به اندازه همه ی دنیا دوست داریم و برای بوسیدنت لحظه شماری می کنم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)