معرفی دختر عمو و پسر عمو
سلام دخملی
خوبی گلم؟؟؟
این روزا دیر به دیر می تونم آپ کنم وبلاگتو حسابی باهات سرگرمم عروسک خوشملم
سعی می کنم خیلی سریع اتفاقات این چند روز رو برات بنویسم
این چند روز حسابی با هم کلنجار رفتیم تا بالاخره شما سیر بشی و ضمنا زردی هم از بین بره دیگه به امید خدا
یکی نیست بگه این همه رنگ ، زرد دیگه چیه ؟؟!!! همه ی نی نی ها وقتی به دنیا میان این رنگ رو دوست دارن
خلاصه به هر ترتیبی بود بالاخره بهتر شدی و وزنت هم بهتر شد
خاله بهارک و کیانا و آقا کوروش با عمو اومدن خونمون که ببیننت آخه خیلی وقت بود که منتظرت بودن و وقتی شما تو دل مامانی بودی همش سراغ تو رو می گرفتن و من براشون توضیح می دادم
خلاصه که لطف کردن و اومدن و یه پیشی خوشمل با یه جفت گوشواره ناز برات آوردن
که عکساشو برات می زارم که یادگاری برات بمونه
البته کیتی خوشگلتو قایم کردیم که رفتیم خونه خودمون بزاریم تو اتاقت ،برای همین عکس ندارم ازش
ایشالا رفتیم خونه ی خودمون از کیتی هم عکس برات می زارم
خاله بهارک ، کیانا جون و آقا کوروش مهربون ممنون که اومدین دیدنم و از کادوهاتون هم ممنونم
اینم عکسای اون روز با دختر عمو (کیانا جون) و آقا کوروش(پسر عمو)

این گوشواره های نازت که خاله بهارک و کیانا و و کوروش عزیز زحمت کشیدن و برات آوردن

این هم پانته آ خانم گل ما در یازدهمین روز از اومدنش به این دنیا کنار دختر عمو و پسر عموش


معرفی دختر عمو و پسر عمو
