پانته آپانته آ، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 2 روز سن داره

هدیه خدای مهربون به زندگی ما

پانته آی من در روزهایی که گذشت

1391/10/8 0:27
نویسنده : مامان افسانه
615 بازدید
اشتراک گذاری

سلام

همونطور که قول داده بودم تو این پست حرفی نداریم جز تماشای چند تا عکس.....

می ریم که داشته باشیم از زبون خود پانته آ .......

من اینجا تازه اومدم تو اتاق مامانمنیشخند

انقدر جیغ زدم اون روز که نگو


تازشم بابام گفته از اسکی برگشتم  آخه لپام سرخ سرخهزبان

 

اینجا تقریبا دو هفته است که به دنیا اومدم مامانم باهام عروسک بازی می کنه

گل سرم برام زدهقلبزبان

چند روز دیگه یک ماهم میشه من تو این عکس یغل باباجونی هستم

دوست دارم باباجونی شنگولیماچ

اینجا بغل بابا حمیدم راحت خوابیدمفرشته

مامان جونم مگه کاری نداری هی ازم عکس می گیری، جام راحته نمی خوام بیام بغلت!!!خواب( پانته آ خانمم این حالت خوابیدن تو بغل بابا حمیدش رو خیلی دوست داره)

اینجا یک ماهمه و تازه اومدیم خونه خودمون

تازه از حموم اومدم خوشبو شدم تمییز شدم مامانم برام روغن زدهمژه

 

این عکسم مامانم برام یادگاری گرفته که جای واکسنم رو بهم نشون بده که چه شکلی بوده

مامان افسانه خیلی دلش می سوخت وقتی به جای واکسنم نگاه می کردناراحت

اینجا هم 44 روزمه خاله بهارک و کیانا و کوروش اومدن خونمون

تو این عکس من بغل کیانا هستم

 

گلم خیلی دوست دارم

بوسقلبماچ

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

ساحل
16 دی 91 13:25
تبریک میگم عزیزم قدم نو رسیده مبارک...هزار ماشاالله چه نینی نازی...بوس

گیره سرشووووووووو...